تبليغاتX
مام میهن
هومن آزاد و آبدینی بازداشت شد و آبتین بختیاری ناپدید !!! جمعه دوازدهم تیر 1388 18:18

در حالیکه بازداشت های بی ضابطه و فراقانونی در سطح کشور همچنان ادامه دارد روز دوشنبه ساعت 9 صبح ماموران اطلاعاتی و امنیتی با یورش به منزل مسکونی ابوالفضل عابدینی نصر , روزنامه نگار و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر ایشان را بازداشت و وسائل شخصی و رایانه وی را با خود برده اند.

 سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن اقداماتی چنین غیر دموکراتیک و متحجرانه خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان می باشد .

 

                                      سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                  ۱۰/۴/۱۳۸۸ خورشیدی

همچنین

در روز دهم تیرماه و همزمان با جشن ملی تیرگان با خبر شدم که

 مهندس هومن اسکندری آزاد شد

همچنین مدت ۱۵ روز است که بهرام ابتین سرنشین کانون ایرانبان ناپدید شده است و بیم ان میرود که با توجه به تهدیدهای نهاد های خودسر اطلاعاتی خطری متوجه این دلاور بختیاری باشد .

 

جشن تیرگان خجسته باد

پاینده ایران

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
هومن اسکندری به اوین منتقل شد پنجشنبه چهارم تیر 1388 11:5

 

همه تن به تن سر به کشتن دهیم    از ان به که کشور به دشمن دهیم

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

روز سه شنبه مورخ 23 خردادماه 88، مهندس هومن اسکندری از اندامان  فعال حزب پان ایرانیست در منزل مسکونی خود توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده است.

تعرض به حقوق شهروندی بصورت فراقانونی و بدون هیچ توجیه قانونی که در روزهای اخیر شاهد آن هستیم امری است بشدت محکوم و مردود.

 سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن بازداشت های اخیر فعالان سیاسی بویژه سرور مهندس هومن اسکندری خواهان آزادی بی قید و شرط آنها می باشد و نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه, غیر دموکراتیک و غیرقانونی به شدت هشدار می دهد.

                            سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                         ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون تحولات اخیر کشور دوشنبه یکم تیر 1388 14:3

 

نیرزد آن خونی که برای میهن نریزد .

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون تحولات اخیر کشور

به نام خداوند جان و خرد

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اقدام عوامل خودسر و نیروهای موسوم به لباس شخصی را که طی روزهای اخیر موجب به خاک و خون کشیده شدن فرزندان ایران در خیابانها ومحیط های دانشگاهی کشورمان شده است را به شدت محکوم مینماید.

اقدامات اخیر نیروهای تحت عنوان لباس شخصی  که به جان ومال ملت تاخته اند و هر آنچه در توان داشته اند بکار بستند تا شاید حرکتی را که در راستای جمهوریت قدم به میدان گذارده بود را از صحنه بدر کنند بی شک هیچ توجیهی را نمی پذیرد و ما نیز همراه با ملت بزرگ ایران یاد جان باختگان روزهای اخیر را گرامی داشته و خود را در غم و اندوه آنان شریک می دانیم .

  با توجه به اینکه حزب پان ایرانیست در انتخابات اخیر موضع عدم شرکت اتخاذ کرده بود ,ما نیز اکنون در همان راستا موجی را که از بطن ملت براه افتاده است ارج می نهیم

                                                             سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

                                                               ۲۷/۳/۱۳۸۸ خورشیدی

 

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
انتخابات نه !!!! یکشنبه دهم خرداد 1388 16:15

به نام خداوند جان و خرد

هم میهنان گرامی

بر اساس اعلامیه های پیشین ، نظر به فراهم نبودن مقدمات و شروط مشارکت آزادانه احزاب و جمعیت ها از جمله وجود محدودیت دروجود باشگاههای حزبی،نداشتن روزنامه ناشر افکار ،عدم دسترسی به رسانه های ارتباط جمعی ، وممانعت از برگزاری کنگره های حزبی ، ممنوعیت از داشتن همه ی امکاناتی که از حقوق  اولیه  احزاب  سیاسی محسوب می شود و وجود نظارت استصوابی در انتخابات خرداد ماه 1388 ونظر به عدم تامین و تعمیم امنیت قضایی عادلانه برای همه و نظر به استمرار استبداد و خودکامگی وانحصار طلبی و عدول از بسط مشارکت تامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش ونظر به اصرار بر تداوم حاکمیت فرقه ای وتشبث به هزار فامیل جدید برای اداره امور کشور ونظر به سرپیچی پیوسته حاکمیت از اصول ومبانی حاکمیت ملی، حزب پان ایرانیست از شرکت در انتخابات جاری خودداری می کند و اعلام می دارد مشارکت این حزب در هر گونه انتخابات مشروط به رفع موانع ومضایق ایجاد شده برای این حزب واندامان آن و احترام به خواست ملت ایران برای ایجاد تغییر در نهادها و ساختار سیاسی کشور است.

پاینده ایران

18  /  02  /   1388       

حزب پان ایرانیست

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
بزرگترین شاهکار ادبی جهان پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 13:56

بدين داستان دُر ببارم همي
به سنگ اندرون لاله كارم همي
[آغاز جنگ بزرگ كيخسرو]
فردوسي بزرگ، بي هيچ گزافه‌اي شاهكار خود را كاخ بلند و بي‌گزند، و زنده‌گر فرهنگ ايران دانسته و بزرگان و بينشوران و سخنوران نيز او را بزرگترين ادب‌شناس و سخن‌سراي ايران و جهان به‌شمار آورده‌اند. اگر شاهنامه را برترين شاهكار مي‌خوانيم از آن روست كه:
1. شاهنامه به زباني سروده شده كه زيباترين و شيواترين زبان جهان است؛ «احمد كسروي» میگوید: در ميان هفت يا هشت زباني كه من مي‌شناسم و از هركدام كم يا بيش آگاهي دارم، فارسي شيرينتر و آسانتر از همه آنهاست. اين سخن را ناسنجيده نمي‌گويم و تعصب ايرانيگري را در آن دخالتي نيست. تا آنجا كه من مي‌دانم، فارسي يگانه زباني است كه بي دستياري دستور (صرف و نحو) ياد توان گرفت. زبان فارسي يك زبان غيرصرفي (آناليتيك) و از نظر كمال، كم مانند است. اين زبان مي‌تواند چون نمونه‌اي والا براي يك زبانِ‌ ياريگرِ جهاني، به كار آيد.
2. سرايندگان پيشين ايران به استادي و خداوندي فردوسي در سراي سخن، خستو بوده‌اند. پژوهشگران كنوني نيز گفته‌اند:
فردوسي بزرگترين شاعر ايران، و شاهنامة او ارزنده‌ترين شاهكار جاودانيِ زبان و انديشه و فرهنگ ايراني است و بسياري از محققان، به حق، آن را بزرگترين حماسة جهان خوانده‌اند... وسعت خيال فردوسي و عمق انديشه‌هاي او و قدرت او در هنر شاعري، چيره‌دستي او در دقايق داستانسرايي، توانايي او در آفرينش معاني لطيف در زمينه‌هاي گوناگون از حكمت و اخلاق و تغزل و وصف طبيعت، او را بزرگترين شاعران كرده است... شاهنامه را بالاتر از شاهكار ادبي يك ملت، جزو شاهكارهاي جهاني و بزرگترين حماسة عالم و از مواريث جاوداني بشري شمرده‌اند... در ميان داستانهاي منظوم و منثور فارسي، شايد تنها داستانهاي شاهنامه باشد كه با معيارهاي نقد ادبي جهان سازگار است و به هر زباني كه ترجمه شود، ارزش والاي خود را حفظ مي‌كند.(محمدامين رياحي: سرچشمه‌هاي فردوسي‌شناسي)
ظهور شاهنامه در ادبيات فارسي ماية پيداشدن نهضت خاصي گشت كه هنوز هم از ميان نرفته و آن نهضتي است در نظم داستانهاي حماسي و يا حماسه‌هاي ديني و تاريخي كه از قرن پنجم تا قرن چهاردهم هجري به صور گوناگون ادامه يافت و وسيلة ايجاد چندين اثر حماسي گشت كه هيچيك را ارزش و مقام و اهميت شاهنامه نيست... ترجمه‌هاي متعدد شاهنامه به زبانهاي اروپايي دليل اهميتي است كه اين كتاب ميان جامعة اروپاييان كسب كرده و بر اثر همين اهميت و رواج، در ادبيات اروپايي، خاصه ادبيات رمانتيك، نفوذ و تاثير خارق‌العاده‌اي نموده است. (ذبيح‌الله صفا: حماسه‌سرايي در ايران)
اگرچه بوده‌اند پژوهندگاني چون «فون هامر» آلماني كه فردوسي را بزرگترين شاعر حماسه‌سراي جهان دانسته‌اند، باري كساني كه از آگاهي و ارزيابي درست و علمي برخوردار نبودند، فردوسي را با «هومر» همبر و همتراز دانسته‌اند! كه يكسر نادرست و برخاسته از تعصب غربي‌هاست. «ايلياد» و ديگر حماسه‌هاي دنيا هرگز درخور سنجش و برابري با شاهنامه نيستند زيرا نه از هنجار و نظام فلسفي و اجتماعيِ فراگير برخوردارند و نه گسترة تاريخ بشري را دربر دارند. شاهنامه نمايانگر جهانبيني ژرف و فناناپذير ايرانيست. از اين روست كه به نوشتة «م. ا. ندوشن»، در برابر ايلياد: دنياي شاهنامه بازتر، پرآفتاب‌تر و انساني‌تر است. در آن نه از جدال برسر يك دخترك كنيزك و تقسيم غنايم جنگي حرفي در ميان است و نه از كشيدن نعش مقتول جنگي به دنبال ارابه... جنگ ايران و توران بر سر خون به ناحق ريخته شده سياوش است. و شايد بتوان گفت كه اين درازترين جنگي است كه در ادبيات جهان بر سرِ به كرسي نشاندن حق صورت گرفته است. پهلوانان يوناني‌ِ هومر، چقدر در برابر پهلوانان شاهنامه: سفاك، خودبين و حقير مي‌نمايند. اخيلوس [آشيل] پهلوان اولِ ايلياد، به سبب سهمية غنيمتي كه از او ربوده شد، قهر مي‌‌كند، گريه مي‌كند و ده سال همپيمانان خود را در پشت باروهاي «تروا» معطل نگاه مي‌دارد. اما در مقابل، گيو را مي‌بينيم كه يكه و تنها هفت سال در خاك دشمن كه توران باشد، به جستجوي كيخسرو مي‌پردازد. اولي را نامش «آزادي يوناني» گذارده‌اند و دومي را «اسارت شرقي». (ايران لوك پير، ص 52)
از ديدگاه «كامران جمالي»: قلم اغلب به دست شرق‌شناسان اروپا بوده است و بر محققين ايشان نيز گاهي برتري فردوسي گران مي‌آمده است... آشيل به خاطر زني كه «آگاممنون» پادشاه از غنايم او كسر كرده است آرزو دارد كه زئوس شكست را نصيب هم‌ميهنانش كند تا فقدان او در جنگ احساس شود. آخر چنين فردي با كدام جنبة رستم قابل قياس است؟ ... رستم پس از آنهمه ناسپاسي كه از كيكاووس مي‌بيند، باز به ايران پشت نمي‌كند... هومر با كلمات نسبتا زياد حرفي نسبتا كم زده است... هنر فردوسي، اين همه كلمات را در يكي دو بيت خلاصه مي‌كرد... «داد» و «بي‌داد» در آثار هومر از بار عميق فلسفي و طبقاتي اين دو كلمه در شاهنامه تهي است و اغلب ترحم اشرافيت است بر رعايا؛ يا مهر پر منت و بوالهوسانه خدايان خوشگذران است بر بشر بي‌پناه. اين بزرگترين برتري فلسفي شاهنامه است بر آثار مشابه ايراني و خارجي. (فردوسي و هومر)
ناآگاهي و ازخودبيگانگي برخي از نويسندگان ايراني تا آنجاست كه مي‌گويند «ما اصلا نمايشنامه نداشته‌ايم» و داستان رستم و اسفنديار را برداشتي از ايلياد مي‌دانند! [مهرداد بهار: جستاري چند در فرهنگ ايران]
شگفت‌آورست كه احتمال وارونه بودن اينگونه تاثيرات را نمي‌دهند. «محمدعلي سجاديه» مي‌نويسد: در كتب تواريخ آمده است كه هومر شاعر معروف يونان، استادي به نام «آريستيس» داشته كه شاعر بوده و مجموعه‌اي به نام «آريماسپي» از او به جا مانده است. آريستيس را جزو مغان مي‌شمرده‌اند و اين نكته نشان مي‌دهد آريستيس ايراني بوده و همان «آرستي» است كه يك نام خالص ايراني مي‌باشد؛ چنانچه عموي حضرت زرتشت همين نام را دارا بوده است. اينكه مضمون اشعار، كلمه «آريماسپي» است (كه همان ارماسب باشد) نشان مي‌دهد شاعر و محوطة فكر و شعر و ذهن او ايراني بوده است. در كتابهاي تاريخ و لغت ذكر شده كه «ارماسب» نام قبيله‌اي ايراني (سكايي) بوده است. اشعار آريماسپي به زبان يوناني نبوده، ولي آنقدر پرمايه بوده كه شعر هومر از آن مايه گرفته است. (نگرشي به تاريخ و فرهنگ ايران باستان، گاهنامه وهومن، شماره 9)

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
پان ایرانیست چه میگوید ؟ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 20:52

پاینده ایران

پان ایرانیسم نهضتی است که عقیده دارد همه ی ایرانیان باید در میهن حقیقی و واقعی خود (ایران بزرگ) و در کنار هم زندگی کنند.

پان ایرانیسم زاییده ی وضع تاریخی ِ کنونی ملت ایران است که در طی دو سده دچار تجزیه،فترت و پراکندگی شده اند.

این وضع تحمیلی باعث شده است که ایرانیان به دور از هم و در کشورهایی جداگانه با رژیم های جدا زندگی نمایند

 و این نیز به نوبه ی خود باعث کاهش نیروی ملت ایران و تسلط نیروهای بیگانه و استعمارگر بر آنها شده است.

متن زیر چکیده ای بسیار مختصر و تیتروار از باورهای و اندیشه های مکتبی و ایدئولوژیک پان ایرانیست ها میباشد.

 

 

ناسیونالیسم :

 

.        پان ايرانيسم بر پايه ناسيوناليسم شكل گرفته است

 

 .      ناسيوناليسم آئين جاودان حيات ملت هاست.

 

·        ناسيوناليسم چون چراغي راهنماست كه در پرتو آن راه حل همه ي نابساماني هاي اجتماعي را مي توان يافت.

 

·        ناسيوناليسم جهان بيني ِ ما و محك و معيارِ سنجش ارزش ها و مفاهيم اجتماعي و ضابطه ي ِ خوب و بدِ همه چيزهايي است كه در دنيا رخ مي نمايد.

 

·        ناسيوناليسم آئين ِ زمان ِ ماست.

 

·        در آئين ناسيوناليسم آنچه كه در زمينه شناخت افراد و تعيين آن صورت مي گيرد،مبتني بر شناسايي ِ خويشكاري ِ فرد و بايايي است كه هر فرد در همبودگاه خود دارد.

 

.        ناسیونالیسم تنها و آخرین راه نجات این ملت است.

 

·        شالوده ي ِ پان ايرانيسم برپايه ناسيوناليسم تاريخي نهاده شده است.

 

·        دكترين پان ايرانيسم مبتني بر عقايد ناسيوناليسم اجتماعي است.

 

·        ملت رشته ي ِ ناگسستني ِ نسل هاي ِ گذشته ، اكنون و آينده است.

 

 

حزب پان ایرانیست بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم :

 

·        حزب پان ايرانيست تجلي گاه سازماني ناسيوناليسم نيرومند ايراني مي باشد.

 

.        حزب پان ایرانیست تنها دستگاه صلاحیت دار اجرای سیاست های پان ایرانیستی است.

 

.       ناسیونالیسم تاریخی و اجتماعی ایران تظاهری جز پان ایرانیسم ندارد و حزب پان ایرانیست تنها دستگاه صلاحیتدار رهبری این نهضت می باشد.

 

پان ایرانیسم :

 

·        پان ايرانيسم نياز ملي ايرانيان است در دوران فترت و تجزيه.

 

·        پان ايرانيسم كه متكي بر اصالت ملت است تنها جنبشي است كه نسل كنوني را در مقابل باياي تاريخي خود يعني ايجاد ايران بزرگ ، قرار مي دهد.

 

·        پان ايرانيست ها بوارونه ي ِ فرد پرستان ملت را ارگانيسم زنده يي مي دانند كه در آن فرد به مثابه سلول فناپذيري از آن پيكر بزرگ مي باشد.

 

·        از پيوستگي دو آخشيج خاك (سرزمين) و خون (نژاد) است كه ميهن پديد مي آيد.

 

·        اگر پان ايرانيسم را به مثابه يك مثلث در ذهن آوريم،ناسيوناليسم پايه آن و" دموكراسي ملي" و  "سوسياليسم ملي" دو ضلع ديگر آن را مي سازند.

 

.       پان ایرانیست همان ناسیونالسیت ایرانی است و با اتکا به اصول مکتب ناسیونالیسم تاریخی و اجتماعی میداند که جز کسب وحدت و عظمت خدف بزرگتری در پیش ندارد.

 

دولت در باور پان ایرانیست ها :

 

·        دولت صرفا به خاطر اعمال سياست ملي پديد مي آيد.

 

·        در عرف ناسيوناليسم دولت عبارت است از ارگانيسمي كه همه نيروهاي وابسته به ملت را براي نيل به آرمان ها و آماج مشخص تاريخي و اجتماعي تجهيز و همه سازمان هاي مملكتي را به خاطر رسيدن به اين هدف ها بسيج مي نمايد.

 

·        سياست خارجي بخشي از سياست ملي است.ارزش و اعتبار سياست خارجي بيش از ساير جنبه هاي سياست ملي است.

 

·        مهم ترين باياي(وظيفه) دولت اعمال سياست خارجي بر اساس منافع ملي است.

 

·        دموكراسي در يك نظام ناسيوناليستي ، حتما با حكومت ملي به يك معناست.

 

راه پان ایرانیست ها :

 

·        ره يكيست و جز اين نيست: انتقال حاكميت به ملت.

 

·        نهضت ملي جامعه را براي سازش با دشمنان نمي خواهد بلكه مردم را به نبرد با كليه مخالفين منافع ملي ندا ميدهد.

 

·        تاريخ جهان چيزي جز نبرد ملت ها نيست.

 

·        اين فرياد ژنِِِ ِ نسلي بيدار و برومند است. آرمان اين نسل وحدت و آرزوي فطري او سرافرازي ملت ايران است.

 

·        هيچ استدلال و منطقي نمي تواند ما را از بازخواست ِ حقوق ِ غصب شده ي ِ ملت ايران بازدارد.

 

·        حقوق از دست رفته ي خود را مي خواهيم . ميهن بزرگ و پر افتخار ما را آزاد كنيد.

 

   

فرازهایی های از منشور نیرومندی ملت ایران

 

 .             نظام حكومتي ايران ، در هر زمان بايد منطبق با نياز ملت و تبلور اراده ي آگاه ملي و مظهر حق حاكميت ملت بزرگ ايران باشد.

 

 

.              جامعه ايراني هيچ گاه به  آرمان اقتدار ملت بزرگ ايران دست نمي يابد مگر اينكه به زنان نيز امكان متساوي با مردان براي احراز موقعيتهاي سياسي و اجتماعي داده شود.

 

 

.               هيچ گروهي از مردم ايران تافته جدابافته از ملت ايران نيست.

 

 

 

.              حزب پان ايرانيست اجراي سياست پان ايرانيسم را تنها راه حفظ استقلال و تامين وحدت و آزادگي و اقتدار ملت ايران ميداند. سياست نزديكي و دوري با دولتهاي ديگر و   حكومتهاي ايران را در ادوار گوناگون ، با اين سياست ، ميزان حمايت ويا مبارزه خود با آن ها قرار مي دهد.

 

.           در هر مقطعي از زمان قانون اساسي بايد بيانگر احترام به ديانت اسلام و ديگر اديان الهي، آزادگي هاي اجتماعي  و سياسي مردم ايران و ضامن حق حاكميت ملي و مظهر                 اراده آزاد ملت بزرگ ايران  و گوياي روابط عادلانه  ي ملت و حاكميت  و بستر نيل به عدالت اجتماعي ، عدالت اقتصادي و عدالت سياسي باشد.

 

 

__________________

 

  • بن مایه ها :

متن بالا فرازهایی بود که از نشریات و جزوه های ایدئولوژیک و تبلغاتی خلاصه شده بود.

 

ما چه می خواهیم ،نوشته سرور محسن پزشکپور،انتشارات آرمانخواه

سیمای ناسیونالیسم و پان ایرانیسم ،نشریه ایدئولوژیک شماره 1،به کوشش تشکیلات خوزستان

منشور نیرومندی ملت ایران

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
4شنبه سوری خجسته باد دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 14:4

به نام خداوند جان و خرد

 

رسم‌ آتش‌‌افروزي‌ پيش‌ از عيد نوروز بسيار كهن‌ بوده‌ و ريشه‌ در اعماق‌ تاريخ‌ ايرانزمين‌ داشته‌ و تحت‌ نام‌ «شب‌ سوري‌» برگزار مي‌شده‌ و گويا براي‌ راهنمايي‌ «فَرَوَهَرْ»ها بوده‌ تا دودمان‌ خويش‌ را از محل‌ آتش‌ خانواده‌ كه‌ بر روي‌ بام‌ خانه‌ بوده‌ شناسايي‌ كرده‌ و ده‌ روز جشن‌ پايان‌ سال‌ را در ميان‌ فرزندان‌ خويش‌ بسر ببرند.

 
 در هر صورت‌ مراسم‌ شب‌ چهارشنبه‌ سوري‌ كه‌ يكي‌ از پر نشاط‌ترين‌ و شادي‌ بخش‌ترين‌ آئينهاي‌ نوروزي‌ محسوب‌ مي‌شده‌ در منطقه‌ ابهر با شور و حال‌ خاصي‌ برگزار مي‌شده‌ است‌، بدين‌ شكل‌ كه‌ در طي‌ روز جوانان‌ و مردان‌ به‌ تپه‌ ماهورهاي‌ اطراف‌ شهر رفته‌ و بوته‌هاي‌ خار و گَوَنْ جمع‌آوري‌ كرده‌ و به‌ شهر مي‌آوردند تا هم‌ به‌ مصرف‌ آتش‌افروزي‌ خانواده‌ خويش‌ رسانيده‌ و هم‌ مقداري‌ از آن‌ را به‌ فروش‌ برسانند. در هر صورت‌ در عصر روز سه‌شنبه‌ پايان‌ سال‌ (شب‌ چهارشنبه‌) مردم‌ با جمع‌ شدن‌ در پشت‌ بام‌ خانه‌ و يا حياط‌ منزل‌ و با افروختن‌ آتش‌، شادي‌ خود را از رسيدن‌ سال‌ نو ابراز نموده‌ و جوانترها با پريدن‌ از روي‌ آتش‌ سرخ‌ (سور sur = سرخ‌) اشعاري‌ نغز مي‌خواندند كه‌ در جاي‌ خود بسيار قابل‌ توجه‌ مي‌باشد كه‌ به‌ چند قطعه‌ از اين‌ اشعار زيبا در ذيل‌ اشاره‌ مي‌نمائيم‌:
شعر تركي‌:
چخون‌ دامه‌ آتون‌ آتش‌ فشنگي‌
قوون‌ گشين‌ تمام‌ اهل‌ فرنگي‌
بو چهارشنبه‌ كه‌ اولموش‌ جاودانه‌
امير مختاردن‌ قالموش‌ نشانه‌
ترجمة‌ فارسي:‌
بيائيد به‌ پشت‌ بام‌ و ترقه‌هاي‌ آتشين‌ روشن‌ كنيد
تمام‌ اجنبي‌هاي‌ فرنگي‌ را از كشور بيرون‌ كنيد
اين‌ چهارشنبه‌ سوري‌ كه‌ جاودانه‌ شده‌ است‌
از امير مختار (ثقفي‌) نشانه‌ مي‌باشد(به يادگار مانده‌ است‌)
كه‌ بيت‌ آخر اين‌ اشعار خود از روايتي‌ تاريخي‌ حكايت‌ مي‌كند و گويا آيين‌ آتش‌ افروزي‌ در نخستين‌ دوره‌هاي‌ اسلامي‌ بهانه‌اي‌ براي‌ يك‌ قيام‌ سياسي‌ گشته‌ و در اين‌ روز سنتي‌ و ملي‌ ايرانيان‌ براي‌ رهايي‌ از زير يوغ‌ بيگانگان‌ قيام‌ كرده‌اند و جنبشي‌ ملي‌ پديد آمده‌ كه‌ در بيشتر روستاها و مناطق‌ ايران‌ زمين‌ و به‌ ويژه‌ منطقه‌ ابهر مردم‌ چنين‌ مي‌پنداشته‌اند كه‌ اين‌ قيام‌ را مختار بن‌ ابي‌ عبيده‌ ثقفي‌ براي‌ خونخواهي‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) كه‌ مورد احترام‌ ايرانيان‌ بوده‌ كرده‌ است‌.
 همچنين‌ شايد شب‌ چهارشنبه‌ سوري‌ و پريدن‌ از روي‌ آتش‌ نشانه‌اي‌ از پريدن‌ سياوش‌ و اسب‌ افسانه‌اي‌اش‌ از روي‌ آتش‌ براي‌ اثبات‌ پاكي‌اش‌ مي‌باشد كه‌ در اين‌ روز به‌ خصوصي‌ از سال‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ و ايرانيان‌ نيز همچون‌ سياوش‌ با پريدن‌ از روي‌ آتش‌ پلشتي‌ و پليدي‌ را از خود دور كرده‌ و پاكي‌ را براي‌ خود به‌ ارمغان‌ مي‌آورده‌اند، در هر صورت‌ لازم‌ به ذكر است‌ كه‌ در هنگام‌ اجراي‌ مراسم‌ چهارشنبه‌ سوري‌ در پشت‌ بام‌ خانه‌ها و حياط‌ منازل‌ درويشهای‌ متعددي‌ كه‌ در سطح‌ منطقه‌ سكونت‌ داشته‌ و يا به‌ زندگي‌ دوره‌گردي‌ مشغول‌ بوده‌اند در سطح‌ كوچه‌هاي‌ شهر گشته‌ و با خواندن‌ اشعاري‌ دلنشين‌ از مردم‌ هدايا و كمكهايي‌ دريافت‌ مي‌نموده‌اند كه‌ مي‌توان‌ به‌ چند بيت‌ شعر در اين‌ رابطه‌ اشاره‌ داشت‌:
شعر تركي‌:
سن‌ ديوم‌ خانم‌ باجي‌
هچ‌ آغزون‌ اولماسون‌ آجي‌
باشونداوار دولت‌ تاجي‌
گتور بيردوري‌ يمش‌ گردكان‌
ترجمة‌ فارسي:‌
بتو بگويم‌ خواهر كدبانويم‌
كامت‌ هيچوقت‌ تلخ‌ نشود
روي‌ سرت‌ هست‌ تاج‌ دولت‌ و ثروت‌
بياور يك‌ بشقاب‌ كشمش‌ و گردو

ــــــــــــــ مراسم‌ صبح‌ روز چهارشنبه‌‌سوري:‌
در زمان‌ ساسانيان‌ و هم‌ در چند دهه‌ پيش‌ از اين،‌ در برخي‌ از روستاها و شهرهاي‌ ايران‌ زمين‌ رسم‌ براين‌ بوده‌ كه‌ آب‌ پاي‌ سفره‌ هفت‌ سين‌ را مي‌بايستي‌ دختران‌ شوهر نكردة‌ جوان‌ از چشمه‌ها و به‌ ويژه‌ از زير آسياب‌هاي‌ آبي‌ بياورند، زيرا كه‌ نوروز هنگام‌ زايش‌ و باروري‌ طبيعت‌ است‌ و كوزة‌ آب‌ پاي‌ هفت‌ سين‌ نمادي‌ است‌ از آناهيتا كه‌ بايد در اين‌ خوان‌ نوروزي‌ نهاده‌ بشود.‌ رفتن‌ دختركان‌ جوان‌ به‌ سراغ‌ چشمه‌ها و آب‌ زيرگذر آسيابها آييني‌ خاص‌ در منطقه‌ ابهر داشته‌.‌ دختران‌ معصومه‌ شهر ابهر در اين‌ روز خجسته‌ بايد با‌ همراه‌ داشتن‌ چاقو، آئينه‌، قيچي‌ و شانه‌ به‌ لب‌ جوي‌ آب‌ آسياب‌ رفته‌ و پس‌ از هفت‌ بار پريدن‌ از روي‌ اين‌ جوي‌، با قيچي‌ به‌ اصطلاح‌ آب‌ روان‌ جوي‌ را هفت‌ بار قيچي‌ كرده‌ و سپس‌ دستها را رو به‌ آسمان‌ برافراشته‌ و از خداوند سعادت‌ و كاميابي‌ را براي‌ خود و خانواده‌ طلب‌ مي‌نمودند. كه‌ خداوند بخشايشگر مهربان‌ نيز ضمن‌ تضمين‌ سعادت‌ اين‌ زيبارويان‌ شريفه‌ و باز كردن‌ بخت‌ آنها بر آب‌ جوي‌ها افزوده‌ و بركت‌ را بر گندم‌ آرد شده‌ آنها ارزاني‌ داشته‌ و فقر و بدبختي‌ را از خاندان‌ آنان‌ دور مي‌نمود. علاوه‌ بر رسومات‌ ذكر شده‌ فوق‌ در صبح‌ روز چهارشنبه‌ آخر سال‌ مردم‌ اقدام‌ به‌ فالگوش‌ ايستادن‌ مي‌نمودند كه‌ در سرپيچ‌ كوچه‌ها ايستاده‌ يا به‌ پشت‌ پنجره‌ خانه‌ها رفته‌ و به‌ حرفهاي‌ مردم‌ گوش‌ مي‌كردند و سخنان‌ خوب‌ و نيكو را به‌ فال‌ نيك‌ گرفته‌ و اظهار خوشحالي‌ مي‌نمودند از اينكه‌ به‌ يمن‌ اين‌ فال‌ سالي‌ خوب‌ و خوشي‌ در پيش‌ رو خواهند داشت‌ و در صورت‌ عكس‌ نيز با نذر و نياز سعي‌ مي‌كردند تا با توسل‌ به‌ ائمه‌ و نذر كردن‌ نحوست‌ فال‌ بد را از بين‌ ببرند.

ــــــــــــــــــ مراسم‌ شال‌ اندازي:‌
در شهرستان‌ ابهر در شب‌ چهارشنبه‌ سوري‌ رسمي‌ تحت‌ عنوان‌ شال‌ اندازي‌ مرسوم‌ بوده‌ كه‌ در حال‌ حاضر رنگ‌ و بوي‌ خود را از دست‌ داده‌ است.‌ در نزديك‌ به‌ دو دهه‌ قبل‌ در طي‌ اجراي‌ اين‌ آيين‌ و رسم‌ كهن‌ جوانان‌ شهر به‌ ويژه‌ پسرهايي‌ كه‌ نامزد داشتند از روي‌ بام‌ خانة‌ دختر مورد علاقه‌ و نامزد خويش‌ و يا از سوراخ‌ پشت‌ بام‌ (پاجا) شالهاي‌ خود را فرو مي‌انداختند و صاحب‌ خانه‌ شيريني‌ و گاه‌ پيراهن‌ و تخم‌ مرغ‌ و ... در آن‌ مي‌پيچيد و گره‌ مي‌زد و مي‌گفت‌ كه‌: بِكِش‌ كه‌ خداوند تو را به‌ خواسته‌ ات‌ برساند./ البته‌ علاوه‌ بر رسم‌ شال‌ اندازي‌ رسم‌ ديگري‌ به نام‌ قاشق‌ زني‌ نيز مرسوم‌ بوده‌ كه‌ جوانان‌ (اكثراً پسرها ولي‌ گاه‌ دختران‌ و زنان‌ جوان‌ نيز به‌ نيت‌ رسيدن‌ به‌ آرزويي‌ اين كار را انجام‌ مي‌دادند) با به سر كردن‌ چادر و گرفتن‌ صورت‌ خود به‌ پشت‌ درب‌ خانه‌هاي‌ مردم‌ رفته‌ و با كوفتن‌ قاشق‌ بر پشت‌ كاسه‌اي‌ از جنس‌ مس‌ يا روي‌، صاحب‌خانه‌ را به‌ دادن‌ هديه‌ ترغيب‌ مي‌كردند و جالب‌ اينكه‌ هيچگاه‌ صاحبان‌خانه‌ها تلاشي‌ براي‌ شناختن‌ اين‌ افراد نمي‌نمودند و لذت‌ اين‌ مراسم‌ نيز در پشت‌ پرده‌ ماندن‌ بازيگران‌ اصلي‌ اين‌ نمايش‌ها و آيين‌ها بوده‌ است‌ و البته‌ قاشق‌زني‌ و دادن‌ هديه‌ به‌ قاشق‌ زن‌ برخاسته‌ از رسمي‌ كهن‌ در مورد پذيرايي‌ از «فَرَوَهَرْ»ها بوده‌ كه‌ مردمان‌ ايران‌ باستان‌ بر بالش‌ بام‌ خانه‌هاي‌ خود غذاهاي‌ گوناگون‌ مي‌گستردند تا به‌ اين‌ ميهمانان‌ آسماني‌ خوشامدگويي‌ بنمايند.
جستارها بر گرفته از :
 
نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
روزنامه ایران را باید به آتش کشید پنجشنبه هشتم اسفند 1387 19:48

شوربختانه چند گاهی است که دشمنان ایران با استفاده از ضعف دولت مرکزی ایران و بیکفایتی و شاید خیانت نهادهای امنیت داخلی  شاهدنفوظ عناصر بیگانه و البته خیانتکار و تجزیه طلب در روزنامه ای مانند روزنامه صبح ایران هستیم که تمامن با پول همین ملت بدبخت زیر عنوان خبرگذاری جمهوری اسلامی  اداره میشود . شاید باید ملت بیغیرت ایران به مقالات  تفرقه افکنانه  و توهینهای این روزنامه  به قومیتهای ملت ایران خو گرفته باشند و یا شاید هنوز اندک غیرتی دارند ؟ این روزنامه آمریکایی که با هدف تفرقه و در نتیجه تجزیه ایران گام بر میدارد   ( گاهی با کاریکاتور برای برادران آذربایجانی دست میگیرد و گاهی با عرب خواندن قوم  لرستانی ایران موجب خشم این مردم را فراهم می آورد و این بار توهین به داریوش بزرگ هخامنشی و تاریخ ایران از سوی یک جهان وطن و کومونیست بیخدای کثافت به نام شاپور رواسانی  )باری دیگر آتش خشم ملت ایران را شعله ور ساخته است .

 

با تماس با شماره تلفن زیر و اعلام انزجار از مقاله اخیر این روزنامه که در ۷ اسفند صفحه ۸ به چاپ رسید و در آن با دروغهای بزرگی به داریوش شاه نسبت دروغ و ظلم زده شده است ،

شنبه با تماس با شماره ۸۸۷۶۱۲۵۷

این رورنامه را به آتش بکشید تا کشور در اتش خشم ملت گرفتار نشود .

روزنامه ایران چه نوشت در ۷ اسفند که ملت ایران  را دچار خشم کرد  

برای اگاهی کلیک کنید

http://nem.blogfa.com/page/koskeshiravasani.aspx

 آشنایی بیشتر با نویسنده مقاله روزنامه ایران :

http://nem.blogfa.com/page/shaporravasani.aspx

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 14:44

اینک زمین را می ستاییم
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.

اوستا - یسنا 38 - بند 1

جشن سپندارمزگان  جشنی که در نکوداشت زمین و زن است خجسته باد

سپندار مز روز از اسفندماه برابر با 5 اسفند در گاهشماری ایران باستان

برابر با

۲۹ بهمن ماه در گاهشمار امروز ایران

روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سال «اسفند» یا «سپندارمذ» نام دارد. این واژه که در اوستایی «سْپِنـْـتـَه آرمَئیتی»(Spenta-Ârmaiti) می باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته» یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری تشکیل شده است و معنی این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس است.
این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مردگیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران»(=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بكار رفته است.

یکی دیگر از نام های این جشن نیز، جشن «برزگران» یا «برزیگران» است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده است.

به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.

گردیزی نیز در کتاب زین الاخبار خود به واژه ی «مردگیران» اینگونه اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند.

هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می گیرند.

 

جستار بالا از تارنگار نیمه گمشده گرفته شده است

www.nem.blogfa.com

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |
خلیج فارس شنبه بیست و ششم بهمن 1387 16:4

خلیج فارس


خلیج فارس
مساحت ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع
منطقه اقیانوس هند
کشورهای ساحلی ایران
عمان
امارات متحده عربی
عربستان
قطر
بحرین
کویت
عراق

خلیج فارس یا خلیج پارس آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره‌ عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار می‌آید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای‌ رودخانه‌ اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و پیوستن رود کارون به آن است، ختم می‌شود.

کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در کناره خلیج فارس هستند.

به سبب وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای مهم و راهبردی بشمار می‌آید.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

ویژگی‌های خلیج فارس

زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت نخستین خلیج فارس در کنار دشت‌های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.

این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. جزایر مهم آن عبارت‌اند از: قشم، بحرین، کیش، خارک، پورموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و لاوان که تمامی آنها به جز بحرین به ایران تعلق دارد.

خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین سبب، منطقه‌ای مهم و راهبردی به شمار می‌آید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها می‌توان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی نام برد.

نام خلیج فارس


خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس - نام سرزمین ملت ایران - گره خورده‌است.[نیازمند منبع] در سالهای اخیر نام جعلی خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته که مخالفت ایرانیان و غیرایرانیان را برانگیخته‌است.

از دیدگاه حقوق بین‌الملل

سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیه‌ها، اصلاحیه‌ها و مصوبه‌های گوناگون و با انتشار نقشه‌های رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، بلکه از هیات‌های بین‌المللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.[نیازمند منبع]

فهرست اسناد سازمان ملل درباره نام «خلیج فارس»

  • سند شماره ۶۱ نشست بیست و سوم سازمان ملل متحد در وین (۲۸ مارس تا ۴ آوریل ۲۰۰۶) با عنوان «رسمیت تاریخی، جغرافیایی و حقوقی نام خلیج فارس» [۱]
  • نقشه رسمی کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (سپتامبر ۲۰۰۷)[۳]
  • نقشه رسمی ایران، شماره ۳۸۹۱ چاپ سازمان ملل (ژانویه ۲۰۰۴)[۴]
  • نقشه رسمی غرب آسیا، شماره ۳۹۷۸ چاپ سازمان ملل (نوامبر ۱۹۹۸)[۵]

فهرست اسناد سازمان‌های مهم درباره نام «خلیج فارس»

این بخش خُرد است. با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

در دوران باستان

قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه‌است که عده‌ای معتقدند«خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند داده‌اند.[نیازمند منبع]

دوران هخامنشی

دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتی‌های او طول رودخانه سند را تا کرانه‌های اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتی‌هایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبه‌ای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده‌است:[نیازمند منبع]

   
خلیج فارس
«من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را داده‌ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»
   
خلیج فارس


سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده‌است.

در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند. وی عازم دریای مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.

داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس می‌آید» نام برده‌است. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشاره‌ای نیز به اروندرود شده‌است که در آن دوره ارونگ گفته می‌شده‌است:

   
خلیج فارس
دارنده دشت‌های فراخ و اسب‌های تیزرو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمی‌خسبد، هرگز فریب نمی‌خورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از برآمدن خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر می‌آید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاه‌های آریایی را می‌نگرد.
   


در میان یونانیان باستان

یونانی‌های باستان این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته‌اند آمده‌است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده‌است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می‌کند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می‌برد.

البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها یا کتاب‌های تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفته‌اند، می‌افزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بوده‌اند و امپراتوری آن‌ها در سده‌های متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العاده‌ای داشت. آن‌ها از این طریق می‌توانستند با کشتی‌های خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدف‌های اقتصادی و نظامی دست یابند.

در سده‌های اخیر

تا قرن ۱۹ میلادی، تقریبا در تمامی اسناد موجود، این آبراهه در فارسی با نام خلیج فارس یا دریای فارس، در عربی با نام‌های الخلیج الفارسي یا بحرالفارسي یا بحرالعجم، و در زبان‌های اروپایی با نام‌هایی مانند Persian Gulf، Sinus Persicus، Persische Golf، و Golfo di Persia نامیده می‌شده است.

در بازه زمانی کوتاهی در قرن ۱۷ میلادی، در اسناد بریتانیایی از این آبراهه با عنوان خلیج بصره نام برده شده بود که حکایت از اهمیت بصره در تجارت آن دوران داشته است.[نیازمند منبع] احتمالا از آنجایی که بصره در کنار خلیج فارس واقع نشده، استفاده از این نام پس از مدت کوتاهی متوقف شد.

در زبان عربی

خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است

آثار عرب زبان نیز بهترین و غنی‌ترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا می‌تواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شده‌است در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شده‌است. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتاب‌های خود را به زبان عربی نیز نوشته‌اند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شده‌است.

بحر فارس

بحر فارس نامی است که عرب‌ها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار می‌بردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز می‌شد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود می‌شود و بجای بحر فارس خلیج فارس می‌گفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ به دنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی نامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی به کار می‌رود و در بعضی از رسانه‌های غربی نیز این نام جدید بکار گرفته می‌شود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیخته‌است. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار می‌رود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود.[۱]

پیشینهٔ تغییر نام خلیج فارس

درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامه‌ها و نقشه‌های جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبان‌ها به همین نام یاد شده‌است.

اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین‌های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی به نام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشه‌های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم می‌کند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری به نام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.

سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده‌است، پس از بازگشت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عرب‌ها ترجیح می‌دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند».[۷]

بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «عربین گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» شد.[۸]

نظر قوم‌گرایان افراطی عرب

در بیست سال گذشته، مقالات و کتاب‌هایی که در دفاع از تغییر نام خلیج‌فارس در همین کشورهای تازه تأسیس، منتشر شده، بر سه موضوع استوار است:

  1. در سال ۱۷۶۲ «کارستن نیبور» نوشته‌است: سواحل خلیج‌فارس تابع دولت ایران نیست!
  2. «رودریک اوون» در کتاب «حباب‌های طلایی در خلیج عربی» نوشته‌است: در همه نقشه‌هایی که دیده‌ام، خلیج‌فارس در آنها ثبت شده‌، اما من با زندگی در بحرین دریافتم که ساکنان دو سوی این دریا عرب هستند، پس ادب حکم می‌کند که این دریا را «خلیج عربی» بنامیم.
  3. کشورهای عربی بیشتر از ایران هستند.[۹]
  4. فقط ایرانی‌ها آن آبراه را خلیج فارس می‌نامند!

خلیج انگلیسی و خلیج آمریکایی

انگلیس‌ها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی آمریکایی‌ها هم به پیروی از آن‌ها از تبدیل خلیج فارس به خلیج آمریکایی سخن گفتند. از نظر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در می‌آورند.[۱۰]

تلاش‌های دولت ایران در برابر تغییر نام

دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکت‌های آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد.

همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله‌هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانس‌های بین‌المللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان می‌داد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج می‌گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند.

در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض‌های پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار می‌شد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این کار را غیر عمد خواند.

اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شده‌است و انگیزه تلاش حساب شده‌ای که برای تغییر این نام به عمل می‌آید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست. همچنان که ژان ژاک پرینی نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف می‌کند. «ملت‌ها و قوم‌های بسیاری بر کرانه‌های خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کرده‌اند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شده‌اند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کرده‌است.»

نگارخانه خلیج فارس

نوشته شده توسط سربازان گارد جاویدان | موضوع: | لینک ثابت |